افکاری بر وزن سکوت

نوشته ها همه از آرشیو شخصی نویسنده هستند و نویسنده رضایتی بر کپی شدنشان ندارد .

افکاری بر وزن سکوت

نوشته ها همه از آرشیو شخصی نویسنده هستند و نویسنده رضایتی بر کپی شدنشان ندارد .

افکاری بر وزن سکوت

اینجا افکاری تب زده آرمیده اند
با احتیاط میان واژه ها قدم بزنید .
📜 سفیر سلامت
☀️ خورشید صدایم کنید
🌙 هرچند نامم ماه معنی می‌دهد.
📷عکاسی را دوست دارم
📝 نوشتن را زندگی میکنم
I might be a writer

شاید لازم باشد اینجا هم بگویم
نوشته ها همه از آرشیو شخصی نویسنده هستند و نویسنده رضایتی بر کپی شدنشان ندارد .

بایگانی افکار
آخرین نظرات
  • ۲۲ خرداد ۹۶، ۲۱:۲۵ - قالب رضا
    :)
  • ۲۱ خرداد ۹۶، ۱۷:۳۴ - سام نجفی نیا
    ++
  • ۲۰ خرداد ۹۶، ۱۵:۱۱ - محمدرضا مهدیزاده
    (:

۱۶ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

از سفر برگشتم .

اما حسابی خسته ام .

و تا آخر ماه همچنان درگیرم .

سفر بیشتر از پیش بینی من طول کشید 

کلی خاطره خوب دارم به زودی می نویسمشون

۳ نظر ۲۸ آذر ۹۵ ، ۱۲:۰۳
خورشید بانو

همان یکی دو ساعت دیدنت کافی بود 

تا من 

امشب 

بی خواب ترین آدم روی زمین باشم .


پ ن : 

چند ساعت دیگه مسافرم. یه سفر دو روزه

۲ نظر ۲۴ آذر ۹۵ ، ۰۳:۵۲
خورشید بانو

ساعت های لعنتی 

زمان های لعنتی تر 

وقت های نداشته لعنتی تر

.

.

.

این روزهایم عجیب پر است از وقت های نداشته

از کم خوابی های ریز و درشت 

از دغدغه های دوست داشتنی


پ ن : این ماه سرم خیلی شلوغه اونقدر که شب ها دیر بخوابم و صبح زود بیدار شم 

اونقدر که همه روز وقتم پر باشه 

که از شدت بیخوابی و خستگی سردرد بگیرم و پناه ببرم به فنجون های پی در پی قهوه های تلخ 

اما این آرزوی روزهای قبل خودم بوده ،پس با تمام وجود میگم خدایا شکر


پ ن در هجده آذر : ببخشید کمرنگ شدم ، ایشالا ده روز دیگه و بعد کم شدن حجم کارهام هستم دوباره 

۶ نظر ۱۶ آذر ۹۵ ، ۰۲:۳۵
خورشید بانو

ذهنم نوشتن می خواهد

کمی وقت  تزریق کنید میان روزمرگی هایم 

لطفا



۲ نظر ۱۴ آذر ۹۵ ، ۲۱:۵۴
خورشید بانو

بعضی روزها

حال آدم یک جور عجیبی خوب است

خوب که می گویم

نه اینکه مشکل نباشد ها ، نه!

خوب یعنی خدا دستت را می گیرد

مقابل غم ها ...

میگوید "امروز بنده ام باید خوشحال باشد، سراغش نیایید"

و تو هی ذوق میکنی،

از خوشی های کوچک زندگی ات!

از اتفاقاتی که انتظارش را نداری و میشود!

گفتم انتظار ، یادم آمد ،

هر روزی که بی انتظار و  بدون توقع و شکرگزار چشم گشودم "حالم خوب بود"

خوب که می گویم

نه اینکه به تمام آرزوهایم رسیده باشم ها! نه!

خوب یعنی خدا را رأس آرزوهایم قرار دادم و همه چیز را به او سپردم …

و امروز حال من خوب است ...





۲ نظر ۱۲ آذر ۹۵ ، ۲۱:۰۷
خورشید بانو
سلام .
هر کی تهران ساکن هست خواهش میکنم اخرین پست اینستا منو بخونه 
بدون اینکه لازم باشه فالو کنید یا لایک کنید میتونید پست رو ببینید .
پس این پست برای جمع کردن فالو نیست 
توی خیریه امسال رعد و  و برند لباس پ پ جینز بدون پرداخت کوچکترین هزینه ای به کودکان کار کمک کنید.

۱ نظر ۱۲ آذر ۹۵ ، ۱۲:۰۱
خورشید بانو

حال بد یعنی خسته کار باشی 

حال بد یعنی خبر بدی که شنیدی هنوز هضم نشده باشه 

حال خوب یعنی پدری که غم و تو چشمای دخترش حتی با وجود لبخند روی لب دخترش بفهمه

حال خوب یعنی یه خانواده خوب که با یه تلفن همه جمع شن دور هم

حال خوب یعنی یه جایی به اسم خونه خاله که هر وقت سال و هر موقع روز حتی آخر شب بتونی مهمون اون خونه باشی و همه غم عالم یادت بره 

حال خوب یعنی خاله و دختر خاله و شوهراشون 

یعنی پدر و مادر و برادرت

یعنی تک دختر دختر خاله ات و همه دنیای تو 

خیلی راحت با دو تا تلفن به خاطر حال بد تو دور هم جمع شن و سه ساعت تمام انقدر بهت خوش بگذره همه چی یادت بر ه 

حال خوب یعنی کل مسیر تو و برادرت از ته دل بخندید

حال خوب یعنی پدرت از اون هایی نباشه که بگه هیس دختر بیرون خونه نمی خنده 

و بی توجه به نگاه های ماشین کناری که به خنده های عمیق تو و برادرت بد نگاه می کنن 

ته دلش خوشحال شه از خوشحالی خواهر برادرانه ما 

حال خوب یعنی مادری که پاش بیوفته مادری و کنار بذاره و برات بشه خواهر نداشته ات 

بشه پناه اشک هات 

که دلش بشه صندوقچه اسرار دلت

خدایا شرکت 

برای حضور تک تکشون ازت ممنونم 

برای نگاه ویژه ات ممنونم 

برای سایه محبتت که حس میکنم رو سر زندگی ام ازت ممنونم . 

۴ نظر ۱۱ آذر ۹۵ ، ۰۰:۵۶
خورشید بانو
وقتی فکرم بهم ریخته باشه در طول روز هر طور شده برای اشپزی بخش کوچیکی و جدا میکنم . 

ادامه مطلب ارامش سازی روح و روان امروزم 


۴ نظر ۰۹ آذر ۹۵ ، ۱۷:۳۴
خورشید بانو

از خبر بد شنیدن متنفرم ،

از خبر مرگ شنیدن متنفرم،

با شوق و ذوق رفتم تولد پسر کوچولو مهرو جون و بهش تبریک بگم

بهش بگم آخ جون خاله شدم 

پشت تلفن داد بزنم از خوشحالی 

اما وقتی اینستا دیدم زده که بچه فوت شده به محض دنیا اومدن 

همه دنیا رو سرم خراب شد

خدایا مهرو هنوز دو سال نشده خواهر ده ساله اش و از دست داده 

خداااا

حالم امشب بده خیلی بد 

۲ نظر ۰۸ آذر ۹۵ ، ۲۲:۵۹
خورشید بانو

جواب خنگی‌ها و کسالت‌ها و «این نیز بگذرهای» ته وجودمان را می‌دهیم.

جمله بالا یک جمله کاملا عینی از جلال آل احمد است. - کتاب ارزیابی شتابزده -

جمله‌ای که شاید جواب خوبی باشد برای تمام چراهای این روزهای روزگار.

به خود می‌اندیشم

به روزگارم

به کارهایم

به وظایفم

همان‌هایی که قربانی تمام این کسالت‌ها و «این نیز بگذرد»ها شده‌اند.

به وقایع حاشیه نشین زندگی‌ام می‌اندیشم. همان وقایعی که زیادی تحویل‌شان گرفته‌ام.



باز نشر در هفته نامه جیم

۰ نظر ۰۸ آذر ۹۵ ، ۲۰:۰۵
خورشید بانو