افکاری بر وزن سکوت

نوشته ها همه از آرشیو شخصی نویسنده هستند و نویسنده رضایتی بر کپی شدنشان ندارد .

افکاری بر وزن سکوت

نوشته ها همه از آرشیو شخصی نویسنده هستند و نویسنده رضایتی بر کپی شدنشان ندارد .

افکاری بر وزن سکوت

اینجا افکاری تب زده آرمیده اند
با احتیاط میان واژه ها قدم بزنید .
📜 سفیر سلامت
☀️ خورشید صدایم کنید
🌙 هرچند نامم ماه معنی می‌دهد.
📷عکاسی را دوست دارم
📝 نوشتن را زندگی میکنم
I might be a writer

شاید لازم باشد اینجا هم بگویم
نوشته ها همه از آرشیو شخصی نویسنده هستند و نویسنده رضایتی بر کپی شدنشان ندارد .

بایگانی افکار
آخرین نظرات
  • ۲۲ خرداد ۹۶، ۲۱:۲۵ - قالب رضا
    :)
  • ۲۱ خرداد ۹۶، ۱۷:۳۴ - سام نجفی نیا
    ++
  • ۲۰ خرداد ۹۶، ۱۵:۱۱ - محمدرضا مهدیزاده
    (:

همه چی از همه جا

يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۸:۳۷ ب.ظ
امسال بیشتر از هر سالی منتظر شب یلدا هستم . 
جدا از یه جمع خانوادگی خوب و صمیمی و عالی که شب یلدا به رسم هر سال منتظر دوربین عکاسی من هست .
من کلیییییییییی کار دارم که طبق برنامه ریزی های موجود دقیق شب یلدا به اتمام میرسه 
و من به یه استراحت جانانه می رسم .
شش صبح بیدار شدن و دوازده و یک و حتی دو شب خوابیدن و خوشگل و مجلسی بذاریم کنار 
کلی تایپ و کلی دست نوشته و ...
این وسط هم یه دنیا کار شخصی 
سفارش های خاله از الان برا شب یلدا که وای این و هم درست کنیم وای اون یادمون نره 
و این وسط چیزی کم بود به اسم دوست مامان :| 
که ازم بخواد برای اولین یلدای عروسش و هدیه و اینا بردن کمکش کنم 
و من هم نتونم نه بگم
نه که نه گفتن بلد نباشم اتفاقا خوب بلدم 
فقط اونقدر بهم محبت کرده و اونقدر بهم لطف داره که دلم نیومد نه بگم 
با این حساب که از الان تا تاریخ مورد نظر که خداروشکر دو سه روزی قبل یلدا هست وقت دارم و روزی نیم ساعت وقت گذاشتن براش برام ممکنه
قبول کردم برای یه مهمونی 150 نفره کمکش کنم
از دسر و پیش غذا بگیر تا تزیینات جانبی 
مامان با لبخند رضایتی بر لب میگه اینم از عواقب هنرمند بودن 
عصری رفتم بازار خرید هر چی لازم بود خریدم .
از امشب هم شروع میکنم به درست کردن تزیینات 
ازم دعوت کرد به شهرستانشون هم برم و توی مراسم شرکت کنم .
کلا همه چیز و زیادی مفصل برگذار میکنن من تاحالا اونجا نرفتم و در صورت داشتن وقت و یاری رسوندن برنامه ام بدم نمیاد دو روزی دور شم از استری های روزمره ام 

و من روزشماری میکنم برای یلدایی که بعدش یه هفته استراحت مطلق خواهم داشت . 
یکی از دورون بهم گفت کور خوندی بیست و چهار ساعت هم زیاده برات :| 
و همه اینها یک طرف و دردهای دستم طرف دیگه .
پارسال همین موقع داشتم عمل میکردم هاااا عمو گفت نه 
باز هم گاهی از درد این شب ها تا صبح بیدارم 
و صبح با بی حسی یکی دوساعته انگشت اشاره و ورم انگشت وسطی تا ظهر ، به زندگی ادامه میدم 
یکم سرم خلوت شه باید برم عمل اینطوری نمیشه 
حس میکنم هر ماه منطقه درد داره بیشتر میشه .

۹۵/۰۹/۰۷
خورشید بانو

نظرات  (۱)

۰۸ آذر ۹۵ ، ۲۰:۲۳ سهیلا ملکی
خوش به خالتون که انقدر هنرمندید
خیلی حس خوبیه
ان شاالله منم بشم :))
پاسخ:
من برای هیچ کدوم از هنرهام هیچ کلاسی نرفتم و همه ذاتی هستن و مدیون خدام. 
میشید سخت نیست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">